خطاهای ذهن
پیش چشمت داشتی شیشه کبود
زان سبب عالم کبودت می نمود (مولوی)

خطاها ذهنی درواقع نوعی از انحرافات شناختی هستند که هنگام قضاوت و تصمیمگیری رخ میدهند. این خطاها در واقع الگوهای فکری نادرستی هستند که بر ارزیابی اطلاعات، تصمیمگیری و حتی به خاطر آوردن تأثیر میگذارند. این نوع خطاهای ذهنی از منشا و ریشه هایی که عناوین و تعریف های متفاوتی نیز دارند (مانند “سوگیری”، “مغالطه”، “اثر” و موارد دیگر) بوجود می آیند ولی در اینکه ذهن انسان را در زمان تصمیم گیری ها و قضاوت دچار خطا می کنند مشترک اند و همیشه باید مورد توجه قرار گیرند.
به عنوان مثال، پژوهشها نشان داده اند که کودکان از همان سالهای نخست زندگی، نوعی سوگیری درونگروهی دارند یعنی کسانی را که شبیه خودشان هستند ترجیح میدهند و از دیگران فاصله میگیرند. این مطالعات نشان میدهند که انسانها از کودکی تمایل دارند کسانی را که متفاوت از آنها هستند کنار بزنند یا حتی تنبیه کنند. کودک از بدو تولد جهان را به دو دسته “ما” و “دیگران” تقسیم میکند. پژوهشهایی فراوانی نشان میدهند که هیچ انسانی از سوگیریهای ذهنی در امان نیست و اساسا چیزی به نام “فرد بدون سوگیری” وجود ندارد. بنابراین شناخت این خطاها اهمیت زیادی دارد زیرا تنها با آگاهی میتوان از گرفتار شدن در دام آنها جلوگیری کرد.
اگر بتوانیم خطاهای بزرگ ذهنی را بشناسیم و از آنها در زندگی شخصی، روابط اجتماعی و شغلی دوری کنیم، شانس موفقیت ما بسیار بیشتر خواهد شد. برای این کار لازم نیست نابغه یا فوقالعاده پرکار باشیم بلکه کافی است از تفکر نادرست فاصله بگیریم و ذهن خود را از این خطاها پاک کنیم. ده ها نوع از خطاهای مختلف ذهنی شناخته و تعریف شده اند که در اینجا به تعدادی از آنها اشاره می کنیم:
• سوگیری تأیید: ما فقط دنبال اطلاعاتی می گردیم که باورهای قبلی ما را تأیید کنند. ذهن انسان وقتی باوری را پذیرفت، همه چیز را به سمت تأیید آن می کشاند و بر اینکار تعصب می ورزد حتی اگر شواهد مخالف آن باور بیشتر و قوی تر باشند. فردی که باور دارد واکسنها خطرناک هستند، فقط مقالهها و خبرهایی را میخواند که این باور را تأیید میکنند و تمام تحقیقات علمی گستردهای که خلاف این ادعاست را نادیده میگیرد. و همینطور، سوگیری انتخابپذیر آن است که فردی فقط شواهدی را به یاد میآورد که پیشبینی خوداش را تأیید میکنند و بقیه را نادیده میگیرد.
• توهم کنترل یا سراب کنترل: بخاطر تمایل افراد به دست بالا گرفتن توانایی خود در کنترل رویدادها، فردی فکر میکند با انتخاب شماره خاص در بختآزمایی شانس بیشتری برای برد دارد، در حالی که نتیجه کاملاً تصادفی است. ما تمایل داریم فکر کنیم روی اتفاقات تصادفی یا بیرونی کنترل داریم. اپیکتتوس هشدار می داد “برخی چیزها در اختیار ماست و برخی نیست. خوشبختی یعنی تفاوت این دو را بدانی و روی دومی وقت تلف نکنی”. تمرکزتان را فقط روی تلاش خودتان بگذارید، نه نتیجه ای که دست شما نیست.
• تمایزگرایی: فردی هنگام خرید تلویزیون ویژگیهای جزئی را مقایسه میکند، اما بعد از خرید متوجه میشود آن ویژگیها در استفاده روزمره بیاهمیتاند.
• تعهد فزاینده: مدیر پروژه شکستخورده همچنان پول بیشتری خرج میکند تا نشان دهد تصمیم اولیه درست بوده.
• سوگیری واحد: فردی یک بسته کامل چیپس را میخورد چون “یک بسته” است، حتی اگر نیازش کمتر باشد.
• سوگیری ریسک صفر: فردی برنامهای را انتخاب میکند که یک ریسک کوچک را کاملاً حذف میکند، در حالی که گزینه دیگر میتوانست ریسک بزرگتر را کاهش دهد.
• سوگیری منفی: ذهن ما روی اخبار بد و خطرات، بیشتر از اتفاقات مثبت تمرکز می کند. به عبارت دیگر ما بیشتر از تخیلات منفی خودساخته رنج می بریم تا در واقعیت. و این ایجاد کننده اضطراب است که اغلب بخاطر بزرگ نمایی ذهن است نه واقعیت بیرونی.
• سازگاری لذت: ما وقتی به چیزی که می خواهیم می رسیم، سریع به آن عادت میکنیم و دوباره ناراضی میشویم. اپیکور هشدار می داد: “هیچ چیز برای کسی که “کافی” را “کم” میداند، کافی نیست”. درس خوشبختی در بیشتر داشتن نیست، در یادگیری لذت بردن از چیزهای موجود است.
• اثر نورافکن: ما فکر می کنیم همه دارند به ما اشتباهات مان یا ظاهرمان نگاه می کنند. مارکوس اورلیوس هشدار می داد “چقدر زمان ذخیره میک ند کسی که به این کار ندارد که همسایه اش چه میگوید یا چه فکر میکند”. مردم آنقدر درگیر خودشان هستند که وقت ندارند روی شما زوم کنند راحت باشید.
• خطای بازنگری: بعد از اتفاق افتادن یک ماجرا، فکر می کنیم که از اول هم نتیجه اش مشخص بوده (میدونستم اینطوری میشه!). سورن کی یرکگور هشدار می داد “زندگی را فقط میتوان رو به عقب فهمید، اما باید رو به جلو زندگی کرد. درس گذشته را با دانش امروزتان قضاوت نکنید و ابهام آینده را بپذیرید”.
• اثر قالببندی: وقتی به بیماران گفته میشود یک عمل جراحی “۹۰ درصد موفقیت دارد”، بسیاری آن را میپذیرند اما اگر همان عمل با عبارت “۱۰ درصد احتمال مرگ” معرفی شود، همان افراد از انجام آن میترسند در حالی که هر دو بیان یک واقعیت واحد هستند.
• سوگیری دسترسپذیری: پس از دیدن اخبار متعدد درباره سقوط هواپیما، فردی تصور میکند احتمال سقوط بسیار زیاد است و از پرواز اجتناب میکند، در حالی که آمار واقعی نشان میدهد سفر هوایی امنتر از سفر جادهای است.
• لنگر انداختن: فروشنده قیمت اولیه یک ماشین را یک میلیارد اعلام میکند. حتی اگر بعداً تخفیف زیادی بدهد، ذهن خریدار همچنان آن قیمت اولیه را معیار میگیرد و احساس میکند معامله خوبی کرده، در حالی که قیمت واقعی شاید کمتر از این باشد.
• زیانگریزی: سرمایهگذاری حاضر است از یک سود احتمالی بزرگ چشمپوشی کند فقط برای اینکه مطمئن شود ضرر نمیکند مثلاً ترجیح میدهد پولش را در بانک با سود کم نگه دارد تا اینکه در بورس سرمایهگذاری کند. در واقع زیان گریزی یک نوع سوگیری شناختی است که بر اثر آن، تاثیر عاطفی یک باخت در یک شرایط برابر شدیدتر از لذت یک سود احساس میشود. به زبان ساده، ما وقتی یک چیز را از دست بدهیم، خیلی ناراحت میشویم، اما اگر همان چیز را بهدست بیاوریم شاید احساس شادیمان به قدر ناراحتی قوی نباشد.
• هزینه ازدسترفته: فردی که بلیت یک فیلم بیکیفیت را خریده، با وجود اینکه از فیلم لذت نمیبرد، تا پایان آن میماند چون فکر میکند “پول دادهام، باید استفاده کنم”.
• سوگیری بازماندگی: کارآفرینان تازهکار فقط داستان موفقیت شرکتهایی مثل اپل و آمازون را میخوانند و تصور میکنند موفقیت آسان است، در حالی که هزاران استارتاپ شکستخورده هیچوقت دیده نمیشوند.
• ضعف اراده: ما لذت کوچک و فوری الان را به پاداش بزرگتر در آینده ترجیح میدهیم (اهمال کاری). ارسطو هشدار می داد “آکراسیا (ضعف اراده) یعنی وقتی عقل حکم میکند کاری بهتر است، اما میل ما به سمت لذت آنی می رود”. دانش به تنهایی کافی نیست؛ باید عادت ها را تربیت کرد تا بر میل لحظه ای غلبه کنند.
• اثر دانینگ–کروگر: دانشجوی تازهکار برنامهنویسی پس از یادگیری چند دستور ساده، خود را متخصص میداند و پروژههای بزرگ قبول میکند، اما در عمل با مشکلات ابتدایی مواجه میشود. اثر دانینگ–کروگر نوعی سوگیری شناختی است که در افرادی با دانش، تجربه و یا تخصص محدود نسبت به موضوعی خاص یا چند موضوع شکل گرفته، به طوری که این دسته از افراد از توهم برتری فکری رنج میبرند و به اشتباه، توانایی یا دانش شان را در موضوعات مختلف بسیار بیش از اندازهٔ واقعی ارزیابی میکنند.
• خطای بنیادی انتساب: وقتی رانندهای با سرعت زیاد از کنار ما رد میشود، سریع نتیجه میگیریم که او “بیملاحظه و بیمسئولیت” است بدون اینکه در نظر بگیریم شاید به دلیل شرایط اضطراری مثل رساندن بیمار به بیمارستان باشد.
• اثر هالهای: فردی که ظاهر آراسته و لباسهای شیک دارد در مصاحبه کاری بهطور ناخودآگاه باهوشتر و توانمندتر ارزیابی میشود حتی اگر مهارتهای واقعیاش متوسط باشد.
• اثر تمرکز: خریدار خانه فقط به نمای بیرونی زیبا توجه میکند و مشکلات جدی مثل کیفیت ساخت، لولهکشی یا موقعیت مکانی نامناسب را نادیده میگیرد.
• اثر مالکیت: فردی کتاب قدیمی و بیاستفادهای دارد اما حاضر نیست آن را به قیمت بازار بفروشد، چون احساس میکند ارزش بیشتری دارد فقط به دلیل اینکه مالک آن است. طبق این اثر افراد به داراییهای خود ارزشی بیش از ارزش واقعی آنها نسبت می دهند.
• مغالطه قمارباز: فردی در کازینو چند بار پشت سر هم در بازی رولت میبازد و باور دارد “دفعه بعد حتماً برنده میشود”، چون فکر میکند نتایج قبلی روی نتیجه بعدی اثر دارند.
• اثر طعمه یا فریب گر: فروشگاه سه مدل گوشی ارائه میدهد: یکی ارزان، یکی گران، و یکی ضعیفتر از مدل گران. مشتری با دیدن گزینه ضعیف، مدل گران را انتخاب میکند چون در مقایسه بهتر به نظر میرسد. اثر طعمه یا فریب گر به پدیدهای گفته میشود که در نتیجهٔ گیجشدن ذهن انسان بر اثر افزودهشدن گزینهٔ جایگزین جدید (طعمه یا فریب گر) پدید میآید و موجب تغییر رجحان به سمت برخی موارد موجود میشود. این اثر از نظر تأثیراتی که بر مدلهای انتخاب منطقی میگذارد دارای اهمیت است.
• اثر برجستهسازی: فردی لپتاپی را فقط به دلیل تبلیغ “پردازنده فوق سریع” میخرد، بدون توجه به اینکه باتری ضعیف و وزن سنگین دارد.
• اثر وضعیت موجود: کارمندی با وجود اینکه نرمافزار جدید کارآیی بیشتری دارد، همچنان با نسخه قدیمی کار میکند چون تغییر برایش سخت است.
• اثر خوشبینی: تیم پروژه تصور میکند کار را زودتر از موعد تمام خواهد کرد و هیچ مشکلی پیش نمیآید، اما در عمل با تأخیرهای متعدد مواجه میشود. سوگیری خوشبینی یک نوع سوگیری شناختی است که در آن فرد خود را در مقایسه با دیگران کمتر در معرض خطر میبیند.
• اثر بدبینی: فردی به دلیل ترس از شکست، سرمایهگذاری سودآور را رد میکند و فرصت رشد مالی را از دست میدهد با پیشفرض منفی نسبت به آینده و احتمال رخداد بدترین حالت.
• نادیدهگرفتن نرخ پایه: فردی به نتیجه یک تست پزشکی با دقت ۹۹ درصد اعتماد کامل میکند، بدون توجه به اینکه بیماری مورد نظر بسیار نادر است و احتمال مثبت کاذب بالاست.
• هیوریستیک نتیجهگیری: فردی فکر میکند توالی “شیر-شیر-خط” در پرتاب سکه احتمال “خط” بعدی را بیشتر میکند چون الگو به نظرش “غیرتصادفی” است در حالی هر پرتاب مستقل است. این خطا، تمایل آدمها را به نتیجهگیریهای سریع بر اساس شواهد اندک میگوید. وقتی در مورد افراد (اشیا یا حوادث) قضاوت میکنیم، انسانها بر خصوصیاتی از آن افراد که مرتبط با کلیشههای ذهنی شکل گرفته قبلی مربوط به آنهاست، توجه میکنند.
• ناسازگاری با اندازه نمونه: نتیجهگیری از نظرسنجی ۲۰ نفره درباره یک موضوع ملی و تصور اینکه این نتیجه نماینده کل جامعه است.
• سوگیری پیامد: مدیر تصمیمی درست میگیرد اما نتیجه به دلیل عوامل بیرونی شکست میخورد اما ممکن است کارکنان او را سرزنش میکنند چون فقط به نتیجه نگاه میکنند.
• توهم اعتبار: فردی به پیشبینیهای مثلا یک “کارشناس” بدون داده علمی اعتماد میکند چون ظاهرش معتبر به نظر میرسد. نوعی سوگیری و خطای ادراکی است که باعث میشود افراد توانایی خود را در تعبیر اطلاعات و نتیجهگیری از آنها، بیش از آنچه واقعاً هست تصور کنند. افراد کم دانش، توانایی خود را بیش از حد ارزیابی میکنند و افراد دانا عموما خودشان را دست کم میگیرند. شروع دانایی پذیرش ندانستن است. شک کردن به خود نشانه هوش است.
• تورش اطلاعات: به حالتی از سوگیری پژوهشی اشاره دارد که دادهها یا متغیرهای کلیدی مطالعه به شیوهای نادرست اندازهگیری، ثبت یا طبقهبندی میشوند. این نوع سوگیری معمولاً در مرحله گردآوری دادهها رخ میدهد، بهویژه در مطالعات مبتنی بر گزارش خوداظهاری یا دادههای گذشتهنگر.
• تورش نوآوری: ابزار جدیدی را فقط به دلیل “جدید بودن” میخریم، بدون بررسی نیاز واقعی.
• سوگیری برنامهریزی: تیم پروژه زمان لازم را دستکم میگیرد و پروژه دیرتر از موعد تحویل میشود.
• اعتمادبهنفس بیشازحد: معاملهگر بورس مطمئن است پیشبینیهایش درست است و سرمایه زیادی را ریسک میکند، اما بازار خلاف انتظار حرکت میکند.
• بیتفاوتی به احتمال: فردی ریسک کماحتمال اما پرخطر مثل زلزله را نادیده میگیرد چون فکر میکند “احتمالش خیلی کم است”.
• سوگیری نرمالگرایی: مردم در شهری زلزلهخیز هیچ برنامهای برای بحران ندارند چون “تا حالا اتفاق نیفتاده”.
• جبران ریسک: راننده با خودروی ایمنتر، سریعتر و خطرناکتر رانندگی میکند چون احساس امنیت دارد.
• واکنشپذیری: فردی به تغییرات سازمانی مقاومت میکند فقط چون فکر میکند “از بالا تحمیل شده”.
• بازگشت به میانگین: ورزشکاری پس از یک عملکرد خارقالعاده در مسابقه بعدی عملکرد متوسط دارد، اما مردم فکر میکنند بدشانسی آورده.
• سوگیری رسانهای: اصطلاحی در ارتباطات و روزنامهنگاری است که به معنای اثرگذاری سیاستها و منافع یک رسانه در انتخاب وقایع مورد پوشش خبری و نحوه پوشش آنهاست. بر اساس پژوهشها، در جوامع گوناگون رسانهها بر اساس سیاستهای مالکان خود اداره میشوند و به این دلیل تنها بخشی از واقعیت را منعکس میکنند که در چارچوب منافع آنها باشد. از عوامل اثرگذار بر سوگیری رسانهها، دولت و قدرت است.
• اثر قوی سیاه: استعارهای است که به اثرات شدید ناشی از برخی از رویدادهای غیرقابلپیشبینی و نادر و همچنین تمایل انسان به یافتن توضیحاتی ساده و دم دستی برای این رویدادها میپردازد. این نظریه در سال ۲۰۰۷ توسط نسیم نیکلاس طالب در کتابی تحت عنوان “قوی سیاه” مطرح شد. نسیم طالب در این کتاب اشاره به رخدادهای بسیار نادر و مهمی دارد که بهطور معمول کسی انتظار وقوع آنها را ندارد. قوی سیاه استعارهای است از پیشامدهایی که مشاهده آنها شگفتانگیز و بسیار نادر است و چون کسی به طور معمول انتظار وقوع آنها را ندارد، تودههای مردمی در توجیه دلایل وقوع چنین پدیدههایی گاه به استدلالهای غیرعقلانی و حتی خرافی روی میآورند. فارغ از اندیشه تودهها، در توجیه علت و عواقب این پدیدهها معمولاً بین روشنفکران و خردگرایان نیز هنگامهای از اختلاف نظر و کشمکشها پدید میآید که ممکن است دههها و سدهها به نتیجه نرسد.
• اثر پیشزمینه: وقتی روی میدهد که قرار گرفتن در معرض یک محرک، ناخواسته و ناخودآگاه، در پاسخ به محرک بعدی تأثیر میگذارد. به عنوان مثال، چنانچه ابتدا کلمه دکتر به شخصی گفته شود و بعد از او بخواهند که با حرف “پ” یک کلمه بگوید به احتمال قوی کلمه پرستار یا پزشک را خواهد گفت تا مثلاً پرتقال. به دلیل اثر پیشزمینه افکار و رفتار ما ممکن است تحت تاثیر محرکهایی باشد که به آنها توجهی نداریم و یا حتی از وجود آنها بیخبر هستیم. برای همین در هر زمانی افکار و رفتار ما بسیار بیشتر از آنچه میخواهیم و میدانیم تحت تاثیر محیط است.
اثر پیشزمینه به کلمات محدود نمیشود. کارها و اعمال ما توسط رویدادها و محرکهایی پیشزمینهسازی میشوند که ما از آنها آگاه نیستیم. در آزمایشی که توسط روانشناس جان بارگ در دانشگاه نیویورک انجام شد از دو گروه از دانشجویان خواسته شد تا با کلماتی به هم ریخته جمله سازی کنند. یک گروه از دانشجویان با کلماتی جمله میساختند که با مفهوم پیری در ارتباط بود. وقتی کار دانشجویان تمام شد از آنها خواستند تا به اتاقی در انتهای سالن بروند. وقتی زمان رفتن به انتهای سالن را در هر دو گروه اندازه گرفتند مشخص شد که گروهی که جملاتی مربوط به پیری ساخته بودند به شکلی مشخص، آرامتر مسافت را پیمودند. در پژوهشی دیگر در دانشگاه ییل مشخص شد که هنگام گفتگو و مصاحبه، حتی در دست گرفتن یک لیوان نوشیدنی گرم یا سرد میتواند بر نظر افراد دربارهٔ شخص مخاطب تأثیر بگذارد. در این پژوهش مشخص شد شرکتکنندگانی که لیوان قهوهٔ گرم در دست داشتند مخاطب خود را مثبتتر و گرمتر ارزیابی کردند.
حتی یک حرکت ساده دست یا سر یا یک ژست میتواند تصمیمات و افکار ما را تحت تأثیر خود قرار دهد. آزمایشی با عنوان “تأثیر حرکت سر بر متقاعد شدن” منتشر شده است. گری ولز و ریچارد ای. پتی از شرکت کنندگان در آزمایش خواستند که با هدفون به پیامی صوتی گوش دهند. به آنها گفته شد که هدف آزمایش بررسی کیفیت صدای هدفون است. از نیمی از آنها خواسته شد که در هنگام گوش دادن به پیام سر خود را بالا و پایین کنند (حرکتی شبیه به تأیید) و از نیمی دیگر خواسته شد که سر خود را به چپ و راست تکان دهند (حرکتی شبیه به نفی). وقتی روانشناسان نظر شرکت کنندگان را دربارهٔ درستی پیامی که گوش دادند پرسیدند، آنهایی که سرشان را به علامت تأیید بالا و پایین میکردند بیشتر تمایل به پذیرش پیام داشتند تا آنهایی که در هنگام گوش کردن سرشان را به چپ و راست تکان میدادند.
در آزمایشی دیگر در دانشکده روانشناسی دانشگاه نیوکاسل تحت عنوان “احساس تحت نظر بودن میل به کمک و مشارکت را افزایش میدهد” انجام شده است که در آن اثر پیش زمینه به خوبی مشخص است. این آزمایش ده هفته طول کشید و شرکت کنندگان آن اعضای دانشکده روانپزشکی دانشگاه نیوکاسل بودند. از اساتید خواسته شده بود که با رضایت و میل خود مبلغی را بابت استفاده از قهوهای که در ساعات کاری مصرف میکنند در صندوق کمک به دانشکده بریزند. در هر هفته در بالای صندوق بدون اطلاع شرکت کنندگان تصویری نصب میشد که یا تصویر گل بود یا تصویر چشمان کسی که به روبرو خیره شده بود. بعد از اتمام آزمایش مشخص شد که چنانچه تصویر بالای صندوق تصویر کسی باشد که به نظر میرسد به فرد در حال پول انداختن در صندوق زل زدهاست مبلغ مشارکت نسبت به زمانی که تصویر بالای صندوق گل است افزایش مییابد. نمودار این آزمایش نشان میدهد که در هفته اول که تصویر چشمانی کاملاً باز به افراد شرکت کننده زل زدهاست مبلغ مشارکت هفتاد سنت به ازای یک لیتر شیر است. اما در هفته دوم که تصویر گل در بالای صندوق قرار دارد مشارکت به حدود ۱۵ سنت به ازای یک لیتر شیر تنزل میکند. و به همین ترتیب تا هفته دهم.
مطالعات در زمینه اثر پیشزمینه نشان میدهند که محرکهای زیادی در همهٔ محیطها قرار دارند که ما از آنها آگاه نیستیم اما تأثیرات مؤثری بر افکار و اعمال ما دارند. این محرکها و تاثیراتشان از لحظهای به لحظه دیگر در تغییر هستند. یک نسیم خنک در یک روز گرم ممکن است باعث کمی خوشبینی و مثبتاندیشی شما در آنچه در حال ارزیابی هستید شود. وضعیت عفو مشروط یک نفر در برابر قاضی در یک دادگاه ممکن است تحت تأثیر یک چای گرم، یک نوشیدنی یا هر محرک دیگری قرار گیرد.
مطالعات در زمینه اثر پیشزمینه نشان میدهد که برخلاف آنچه تصور میکنیم در زمان تصمیمگیری و قضاوت اراده آزاد و مستقل نداریم. برای مثال تصور ما این است که هنگام رای دادن ارزیابی آگاهانه ما از موضوعات باعث انتخاب ما خواهند بود و نه مسائل و موضوعات کاملا بیربط. اما این طور نیست. حتی محل رای گیری میتواند اثر مستقیم بر رای ما داشته باشد. مطالعهای هم در آریزونا انجام شد که نشان میداد در زمان رای گیری از والدین دانشآموزان برای افزایش بودجه مدارس چنانچه محل رای گیری در خود مدرسه باشد حمایت آنها بیشتر خواهد بود تا نسبت به زمانی که محلرای گیری جایی دیگر باشد.
در همین زمینه مقاله “دارونما چیست؟” نیز می تواند مفید باشد.

