دارونما چیست؟
طبق تعریف، دارونما یا پلاسیبو به مفهوم “من خوب خواهم شد” به استفاده از روشهای درمانی صوری و تلقینی گفته میشود که میتواند با فریب بیمار، اثر مثبتی در روند بهبودی وی داشته باشد. اثر درمانی که از به کار بستن چنین روشهایی حاصل میشود را نیز “اثر پلاسیبو” مینامند. بعضی بر این باورند که تاثیرات دارونما برای بیماریهای روانی موثرتر از بیماری های جسمی است. نتایج پژوهشی نشان داده است که سی تا شصت درصد از بیمارانی که دارونما دریافت کردهاند در مقایسه با بیمارانی که هیچ دارویی دریافت نکرده بودند، بهتر شدهاند که این نشاندهنده قدرت دارونما است.
در سالهای آخر قرن هجدهم، یک درمانگرآمریکایی به نام الیشا پرکینز اختراع عجیب و غریبی کرده بود. وسیله او دو میله فلزی با یک نوک در انتها بود که هر یک ۷-۸ سانتیمتر طول داشتند. او ادعا میکرد این میلهها، از فلزهای غیرمعمول درست شدهاند و میتوانند باعث بهبود روماتیسم، التهابهای بدن و سردرد شوند. او برای درمان بیماران، حدود ۲۰ دقیقه نوک میلهها را روی نقاط مشکلدار بدن بیماران میگذاشت و میگفت که آنها الکتریسیته مضر زیر بافتها را بیرون میکشند. گرچه برخی از مجامع این وسیله را توهمی بیش نمیدانستند، اما از سوی برخیها مورد حمایت قرار گرفت. کار به جایی رسیده بود که جورج واشنگتن رییس جمهور هم یک جفت از آنها را خریده بود. مردم حاضر بودند مبلغ زیادی برای خرید این میلهها بپردازند. ظاهرا این میلهها واقعا تأثیر مثبت روی درمان برخی از بیماریها داشتند.
بعد از فوت پرکینز، در سال ۱۷۹۹، یک پزشک انگلیسی به نام جان هیگارث، برای بیرون آوردن مردم از اشتباه، میلههایی چوبی درست کرد و نشان داد که این میلههای چوبی ارزانقیمت هم درست اثر همان میلههای پرکینز را دارند و تأثیر این میلهها تلقینی و خیالی است. این برای اولین بار بود که فردی به روشنی “اثر دارونما” را استفاده میکرد.
تاریخچه جدید دارونما، معمولا به مقالهای نسبت داده می شود که سال ها پیش در مجله انجمن دندانپزشکی آمریکا نوشته شد. در سال ۱۹۴۶ هنری و بیچر دنیای پزشکی را با این ادعا شوکه کردند که شیوههای دارونمایی همچون دادن قرص های شکر یا حتی دلسوزانه معاینه کردن جسمی بیمار منجر به بهبود در ۳۰ درصد بیماران خواهد شد. امروزه این برآورد افزایش پیدا کرده است و بین یک سوم تا دو سوم از بیمارانی با همه انواع مشکلات از آسم تا پارکینسون، بهبودی پایدار و واقعی را در طیفی از درمانها نشان می دهند.
دارونماها در دامنه وسیعی از بیماریها درجاتی از تأثیر را داشتهاند: حساسیتها، گلودردها، آسم، سرطان، سکته مغزی، افسردگی، دیابت، شب ادراری، صرع، بی خوابی، اختلال شنوایی مَنیر، میگرن، تصلب شریانها ، روان رنجوریها، آسیبهای چشمی، پارکینسون، بزرگی پروستات، اسکیزوفرنی، بیماریهای پوستی، زخمها و زگیلها.
حال سوال این است که کدام نوع از دارونماها تاثیر بهتری دارند؟ آیا رنگ و اندازه کپسولها و قرصها چیز مهمی است؟ گرچه در پژوهشهای مختلف، برای بررسی این مطلب، به صورت مرتب ظاهر داروها تغییر پیدا کرده اما تأثیر کمی در این باره گزارش شده است و به نظر نمیرسد این مسأله تفاوت زیادی را ایجاد کند. مطابق یک بررسی، برای اینکه دارونما به بهترین وجه موثر باشد باید بسیار بزرگ و قهوه ای یا بنفش باشد، و یا اینکه خیلی کوچک بوده و رنگ آن قرمز روشن یا زرد باشد.
تزریقات ظاهرا به تنهایی تاثیر بیشتری از قرص دارد، حتی جراحی دارونمایی (زمانی که افراد را با یک جراحی کوچک و یا حتی بدون هیچ جراحی می برند و بخیه می زنند) به پاسخ های مثبت بالایی منجر شده است.
طبق تحقیقات انجام شده، اثر کپسول های پلاسیبو بسیار بیشتر از قرص های آن است و هرچه کپسول بزرگتر باشد در درمان موثرتر است. در روند درمان، پزشک ممکن است تزریق و یا جراحی بدون عارضه نیز انجام دهد. این روش درمان در بیماری پارکینگسون، بیماریهای تلقینی و دردهای با منشا عصبی بسیار خوب عمل می کند و گاهی بیماران فلج اعضا با این روش شفا یافته اند.
دانشمندان دریافتهاند هنگامی که افراد پس از مصرف دارونما دچار کاهش درد میشوند، ترکیبات معینی به صورت درونزا در مغزهایشان آزاد میشود. در واقع بر اساس یک بررسی، این بیماران حتی هنگامی که میدانند دارونما مصرف میکنند، واکنش مثبتی به این درمان نشان میدهند. پژوهشگران به هشتاد بیمار مبتلا به سندروم روده تحریک پذیر دو نوع درمان ارائه کردند. یک گروه، گروه شاهد یا کنترل، تنها از دکترها و پرستارها مشاوره گرفتند. گروه دوم همان مشاورهها را به همراه قرصهایی که به طور واضح برچسب “دارونما” روی آنها زده شده بود، دریافت کردند. در 59 درصد بیمارانی که میدانستند قرص بیاثر دریافت میکنند، علائم بیماری به طور قابلتوجهی پس از سه هفته کاهش یافت، در حالیکه در گروهی که قرص دریافت نمیکردند، تنها 35 افراد تسکین علائمشان را گزارش کردند.
برخی از دانشمندان این نظریه را ابراز میکنند که دریافت مرتب هر قرصی میتواند بر سلامتی اثر مثبت داشته باشد. یک بررسی بوسیله پژوهشگران نشان داد افرادی که به طور مرتب قرص میخورند، حتی اگر این قرصها بیاثر باشند، نسبت به افرادی که دارو نمیخورند کمتر در معرض خطر مرگ قرار دارند. این پژوهشگران معتقدند که دلیل این یافتهها ممکن است این باشد که افرادی که داروهایشان را مرتب میخورند، به طور کلی در حفظ رفتارهای سالم نیز بهتر هستند. برعکس ممکن است که افرادی که داروهایشان را مرتب نمیخورند، بدون توجه به اینکه این دارو موثر است یا نه، بیماری زمینهای مانند افسردگی داشته باشند که بر سلامتی کلی آنها اثر میگذارد. پژوهشگران میگویند شفا یافتن ممکن است نه از درمان تجویزشده بلکه از فرآیند عاطفی و شناختی “احساس تحت مراقبت قرار گرفتن” و “مراقبت کردن از خود” منشا بگیرد. مطالعاتی كه درآمریكا انجام شده نشان داده که بیش از دو سوم از اثرات انواع مشخصی از داروهای ضد افسردگی ناشی از “انتظار اثر بخشی دارو در بیماران” است و تغییرات شیمیایی واقعی در مغز آنان وجود نداشته است
در همین زمینه مقاله “خطاها و سوگیری های ذهن” نیز می تواند مفید باشد.
