چرا می میریم؟

(این نوشته توسط سوگل نجف نوسی، عضو کانون کتاب دانشجویان پزشکی تابش، از کتاب “چرا می میریم؟” تهیه شده است)

زندگی برای بیشتر انسان ها مانند ضیافتی دلنشین هست که مایل به ترک آن نیستند وبه همین خاطر انسان برای جاودانه شدن به روش های متنوعی مانند مومیایی کردن، ساخت مجسمه های سفالی، و در زمان هائی نیز به روش های معنوی و دین گرایانه، علمی و فلسفی دست زده تا حیات خود را جاودان کند.

در فصل اول کتاب اشاره می شود که مرز مرگ و حیات انسان نامشخص هست. آیا انسان با اینکه ژن های خود را به نسل بعد منتقل می کند و بعد بدن او می میرد واقعا مرده هست یا ژن جاودانه او منتقل شده هست؟ در ادامه فصل اول اشاره می شود که انگار پیرشدن و مردن بهائی هست که بدن افراد برای انتقال ژن های خود می پردازند
چون با خاموش کردن ژن های پیری تولید مثل افراد دچار مشکل می شود. و در ادامه به سراغ مبحث یائسگی که یکی از نادر ترین پدیده ها در دنیای پستانداران هست می پردازد و ان را توضیح می دهد.

در فصل دوم اشاره می شود که جانداران کوچکتر به دلیل نسبت سطح و با حجم بیشتر و متابولیسم بالاتر سریع تر دچار فرایند پیری می شوند و برعکس موجودات بزرگتر طول عمر بیشتر و متابولیسم کمتری دارند به جز موارد استثنایی مانند مرگ مثل هیدروعروس دریایی. بعد در ادامه در مورد حیوانات دیرزی مثل کوسه های گرینلند و الک پشت های گاالپاگوس صحبت می شود که در آنها روند و فرآیند پیری خیلی کندتر است و البته اشاره می کند که این به معنی این نیست که این حیوانات اصلا پیر نمی شوند و بعد نویسنده به سراغ پیرترین فرد دنیا میرود که توانسته 122 سال زندگی کند ودر این مورد رکورد دار است که یک خانم فرانسوی به نام ژان کالمان هست که طول و کیفیت زندگی این خانم باعث شد دانشمندان بخواهند راجع به ژنوم این خانم و دلایل طول عمر با او را بدانند.

در فصل سوم به این اشاره می شود که یکی از دلایل پیری و سرطان های مختلف جهش هایی هست که در ژنوم رخ میدهد و باعث آسیب سلولی می شود و یکی از فرضیه های پیری حول این محور مطرح می شود که شاید موجودات دیرزی بیشتر قابلیت ترمیم جهش ها و آسیب های سلولی را دارا هستند که می توانند با سرعت بهتری سلول های خودشان را ترمیم کنند و عمر بالائی داشته باشند. در نهایت نویسنده نتیجه می گیرد که جانوران دیرزی احتماال واقعا مکانیزم های بهتری برای رفع جهش های ژنی دارند و به این دلیل از طول عمر بالائی برخور هستند.

در فصل چهارم به موضوع تلمورها و آنزیم تلومراز اشاره می شود. در این فصل اشاره می شود که با هر بار تقسیم سلولی مقداری از انتهای کروموزوم ها که نقش مهمی در همبستگی ژنوم دارند همانندسازی نمی شوند و از اینرو رفته رفته از طول تلومرها کاسته می شود تا زمانی که یاخته دیگر قادر به تقسیم و از دست دادن تلومرهای خود نباشد. استرس باعث محدود شدن کار آنزیم تلومراز می شود که در جوان سازی ما و محافظت از تلومرها نقش دارد و به عبارت دیگر استرس باعث پیری زودرس می شود. در انتها اشاره می شود که حیوانات دیرزی و بزرگتر لزوما تلومرهای بزرگتری ندارند و در برخی موارد حتی تلومرهای کوچکتری دارند و تفاوت شان این هست که به ازای هر تقسیم تلومر کمتری از دست می دهند.

در فصل پنجم از یاخته های بنیادی صحبت می کند که در آنها ساعت بیولوژیکی دوباره تنظیم می شود و به اثر اپی ژنتیک در یاخته ها و فرایند متیلاسیون و استیلاسیون در هیستون ها اشاره می کند که بر بیان ژن ها و تغییرات دائمی در سلول توسط این موارد اشاره دارد. همچنین به شبیه سازی حیوانات و فاکتورهای القائی یاماناکا که برای القای سلول و برگرداندن آن به حالت بنیادی نقش دارد اشاره می شود و این فرض را به خواننده می دهد که شاید این فاکتورها با کمک به عدم پیرشدن سلول ها و برعکس کردن فرآیند تخصصی شدن آنها به حل مشکل پیری کمک کنند. ولی کتاب اشاره می کند که در نمونه های آزمایشگاهی حیواناتی که از این فاکتورها استفاده کردند بیشتر دچار پیری می شوند و در عمل بسیار رنجور و بیمار هستند.

در فصل ششم به فرایند اتوفاژی سلول اشاره می شود و به پروتئین های دخیل در این فرایند می پردازد و به از دست رفتن عملکرد آنزیم دفع زباله به عنوان یکی از دلایل پیری اشاره می کند. سپس در ادامه فصل اشاره می کند که بیماری هایی مثل پارکینسون و آلزایمر احتمالا به دلیل عدم عملکرد صحیح در پروتئین ها و ژنوم این سیستم اتوفاژی رخ میدهند و سپس اشاره می کند که افزایش امید به زندگی در سال های اخیر باعث تشخیص و آسیب دیدن این سیستم و بروز بیماری هائی مثل آلزایمر می شود و امید است که در اینده دارو ها و روش هایی برای درمان این بیماری ها پیدا شود.

در فصل هفتم به رژیم محدودیت کالری و اثر قابل توجه آن در سلامتی اشاره می کند که این رژیم به طبیعت انسان که در گذشته همواره در معرض قحطی قرار داشته نزدیک تر بوده و در دنیای امروزی که ما محدودیت کالری نداریم ژن های مناسب قحطی باعث ایجاد پاندمی پیری میشود و اشاره میشود که احتمالا رعایت فستینگ های خاص باعث کند شدن متابولیسم و عملکرد بهتر اتوفاژی و دور شدن از پیری میشود. ولی در دنیای امروز برای انسان عمل به چنین قواعدی سخت می باشد.

نویسنده سپس در فصل هشتم به سراغ کرم الگانس میرود که یکی از موجودات جالب می باشد که در حالت خفته خود قادر به زندگی طولانی مدت است که اکنون به یکی از موضوعات مهم در مطالعه فرایندهای پیری شناسی تبدیل شده است.

در فصل نهم کتاب میتوکندری ها بحث شده اند که در آنها تولید رادیکال های آزاد رخ می دهد و این رادیکال ها در صورت انباشت باعث آسیب به میتوکندری و در موارد شدید تر به مرگ سلول و آسیب سلولی و بیماری و پیری منتهی می شود. مشخص شده است که افرادیکه دچار نقص در میتوکندری های خود هستند و نمی توانند به درستی از شر رادیکال های آزاد خود رها شوند دچار پیری زودرس می شوند و تحقیقات نشان می دهند که جاندارن بزرگتر لزوما سطح رادیکال آزاد کمتری ندارند بلکه مکانیزم های مهار و از بین بردن بهتری دارند و اینجا پای آنتی اکسیدان ها به میان می آید و البته نویسند تاکید می کند که مصرف بیش از حد آنتی اکسیدان ها و ویتامین ها نه تنها باعث جلوگیری از پیری نمی شود بلکه برعکس خود این مواد ممکن است ایجاد کننده بیماری شوند. نویسنده توصیه می کند که بهترین روش ها، ورزش کردن و استفاده از سبزیجات است که باعث کمک به مکانیزم های مهار رادیکال های آزاد می شوند.

در فصل دهم کتاب به یک ایده جنجالی عجیبی اشاره می شود: نوشیدن خون! در این فصل نویسنده اشاره می کند که طی پژوهشی دانشمندان متوجه شدند که دریافت خون از افراد جوان باعث می شود سالمندان کمتر از سن واقعی خود نشان دهند و نتیجه گرفتند موادی در خون افراد جوان وجود دارد که به سلامت و جلوگیری از پیر شدن سلول ها کمک می کند و همچنین اشاره می شود که حذف سلول های پیر به روش فیزیکی هم می تواند به کند شدن فرایند پیری کمک کند.

فصل یازدهم به تفاوت و تمایز بین باورهای خرافی و واقعیت های تحقیقات پیری شناسی می پردازد و چشم انداز اینکه تا کجاها می توانیم قدم بگذاریم. در ابتدا به سراغ منجمد سازی میرود که البته این دیدگاه مخالفان و موافقان زیادی دارد و در حال حا ضر استقبال خوبی نیز از آن می شود ولی بعضی روایت ها از آن بسیار اغراق آمیز و خوش بینانه هستند.

سپس کتاب به سراغ فرا انسان گرایان می رود که این روش خواهندگان مشهوری از جمله ایلان ماسک دارد که بسیار طرفدار این دیدگاه است. سرمایه گذاران این حیطه عمدتا افراد ثروتمند و به دنبال جاودانگی هستند که در کتاب دیدگاه های آنها مفصلا بحث شده است.

فصل دوازدهم با یک سوال اساسی شروع می شود که آیا اصلا ضرورتی برای زندگی ابدی وجود دارد؟ این فصل اشاره می کند که افزایش طول عمر ممکن است با افزایش احتمال سر و کله زدن با بیماری های مزمن و سختی های دوران پیری همراه باشد پس آیا ضرورتی برای افزایش طول عمر انسان هست؟ در حالی که باید به عواقب ناشی از آن از جمله افزایش جمعیت، کم شدن نیروی کار، کمبود غذا و خدمات درمانی نیز اندیشید و اینکه آیا عمرطولانی تر به معنای از دست رفتن فرصت های طلائی برای افراد جوان و کاهش خلاقیت جامعه نمی شود؟

توصیه های عملی نویسنده در انتهای کتاب برای مواجهه واقع بینانه با موضوع سالمندی در جهان فعلی نیز بسیار جالب است که در متن اصلی کتاب قابل مطالعه می باشد.

(برای بحث بیشتر به کتاب “چرا می میریم؟” مراجعه کنید)