اپیدمی بیماری پارکینسون: وراثتی یا اکتسابی؟
پارکینسون در طول تاریخ همیشه جزو بیماریهای نادر بوده است. در متون کهن شواهدی مبنی بر ابتلا به پارکینسون به چشم میخورد، اما نخستین مستندات پزشکی مربوط به این بیماری حدود ۲۰۰ سال پیش و در سال ۱۸۱۷ به ثبت رسیدهاند اما می توان اکنون از عبارت اپیدمی برای پارکینسون استفاده کرد.
ترکیبات شیمیایی موجود در غذاهایی که میخوریم، آبی که مینوشیم و هوایی که نفس میکشیم، احتمالا عامل اصلی شیوع عارضهای هستند که تا حد زیادی ثمره عملکرد خودمان محسوب میشود. دوازده میلیون نفر در سراسر جهان با بیماری پارکینسون زندگی میکنند. این رقم طی شش سال تقریباً دوبرابر شده است. پژوهشگران میگویند پارکینسون برخلاف بسیاری از بیماریهای عصبی تا حد زیادی ثمره کارهایی است که ما با بدنمان میکنیم. این بیماری عمدتا از محیط پیرامون ما نشأت میگیرد و فقط حدود ۱۳ درصد از آن با عوامل ژنتیکی مرتبط است و بقیه علل بیماری به ترکیبات شیمیایی موجود در غذا، آب و هوا مربوط میشود. بنابراین می توان گفت که این اپیدمی عامل ویروسی ندارد بلکه از عواملی مانند آفتکشها، حلالهای صنعتی و آلودگی هوا نشأت میگیرد.

براساس مطالعهای که در سال ۲۰۲۵ در نشریه پزشکی بریتانیا منتشر شد، حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد از موارد پارکینسون با عوامل محیطی یا ترکیبی از عوامل محیطی و استعداد ژنتیکی مرتبط اند و تنها ۱۰ تا ۱۵ درصد از موارد پارکینسون به جهشهای ژنتیکی موروثی مربوط میشوند و این بیماری در اکثر افراد فاقد علت مشخص تلقی میشود.
اکنون در تحقیقات به این رسیدهاند که شاید بتوان از پارکینسون پیشگیری کرد. ترکیبات شیمیایی موجود در غذا، آب و هوا به شیوع هرچه بیشتر این بیماری، که تا حد زیادی ساخته دست بشر است، دامن زدهاند. این ترکیبات همهجا هستند و البته بدن ما نیز به هیچکدام نیاز مبرم ندارد.
پژوهشگران در مطالعات مختلف از ترکیبات شیمیایی مشخصی پرده برداشتهاند که در ابتلا به پارکینسون یا تشدید آن دخیل هستند. برای نمونه میتوان به آفتکشها، حلالهای مورد استفاده در خشکشویی و صنایع (مانند تریکلرواتیلن و پرکلرواتیلن) و آلایندههای موجود در هوا اشاره کرد. دلیل اینکه این سموم مورد توجه قرار گرفتهاند، این است که نورونهای مرتبط با پارکینسون را تضعیف میکنند. یکی از این ترکیبات پاراکوات نام دارد و آن علفکشی است که در بسیاری از مناطق و بهویژه در شهرها مورد استفاده قرار میگیرد. روتنون هم برای کنترل و ازبینبردن جمعیت ماهیها استفاده میشود. تریکلرواتیلن هم در خشکشویی، صنایع تولیدی، صنایع هوافضا و صنایع نظامی کاربرد دارد. باید بیش از همه شاید نگران تریکلرواتیلن بود به این دلیل که مادهای بسیار رایج و دمدستی است. این ماده که در چربیزدایی از فلزات و خشکشویی به کار میرود تا سالها در آبهای زیرزمینی باقی میماند.
در شمال کالیفرنیا گروهی از جوانان ناگهان به پارکینسون حاد مبتلا شدند. بدنشان خشک و بیحرکت شده بود و بهزحمت راه میرفتند. همه از یک هروئین نامرغوب استفاده کرده بودند که آلوده به امپیتیپی بود که ترکیبی شیمیایی و سمی است که موجب بروز علائم پارکینسون میشود و به پاراکوات شباهت دارد که آن هم ارتباط تنگاتنگی با پارکینسون دارد.

ازعوامل محیطی که بگذریم، سن هم جزو عوامل اصلی بروز پارکینسون است. با وجود آنکه شمار مبتلایان به پارکینسون بهسرعت رشد میکند ولی هنوز معلوم نیست همهچیز از سموم محیطی نشأت میگیرد یا پای عواملی مانند سالمندی جمعیت و بیشتر شدن و بهبود روند تشخیص و ثبت این بیماری در میان است.
پیشبینی می شود که شمار مبتلایان به پارکینسون تا سال ۲۰۵۰ به ۲۵ میلیون نفر برسد که این افزایش تا ۹۰ درصد از سالخوردگی جمعیت نشأت میگیرد. سن عامل مهم و سرنوشتسازی است اما نرخ ابتلای زودرس به پارکینسون که افراد ۲۰ تا ۴۹ ساله را درگیر میکند در سراسر جهان دوبرابر شده و این موارد را نمیتوان صرفا به افزایش سن نسبت داد. در واقع تغییرات جمعیتی و صنعتیشدن باعث شکلگیری اپیدمی پارکینسون شدهاند.
بنابراین بطورکلی، پارکینسون بهندرت از یک عامل واحد نشأت میگیرد که امکان اثبات علت بیماری و کاهش عوامل خطر را دشوارتر میکند. این بیماری بهتدریج و در طول یک عمر شکل میگیرد. ژنهایی که با آنها متولد شدهایم، در طول زندگی با سموم، آسیبدیدگی سر، عفونتها و روند طبیعی سالخوردگی دستوپنجه نرم میکنیم. ممکن است دو کشاورز در یک مزرعه کار کنند و در یک هوا نفس بکشند، اما فقط یکی از آنها بیمار شود. دلیلش این است که ژنتیک بدن هرکسی واکنش متفاوتی از خود نشان میدهد.
اکنون یک طرحی وجود دارد که بر پیشگیری از بیماری، شناخت دلایل ابتلا، رساندن صدای بیماران به گوش دیگران و تهیه راهکارهای درمانی جدید تمرکز دارد. هدف بلندپروازانه طرح این است که روند جهانی افزایش موارد جدید تا سال ۲۰۳۵ متوقف شود. به صفر رساندن درصد افزایش موارد جدید در سراسر جهان و افزایش بودجه پژوهشی با تأکید بر پیشگیری جزو اهداف مشخص این برنامه هستند. تأخیر در تشخیص هم حائز اهمیت است. بخش عمده علائمی که پزشکان موفق به تشخیص آنها میشوند، معمولا از حدود ۲۰، ۳۰ یا ۴۰ سال پیش شروع شدهاند. هرچند درمان موارد کنونی اهمیت دارد، اما آسیبی که به دستگاه عصبی وارد شده دیگر برطرف نخواهد شد. البته بعضیها نسبت به تحقق هدف رشد صفر درصدی موارد ابتلا به پارکینسون تردید می کنند و رسیدن به رشد صفر درصدی را دور از واقعیت می دانند مثلا نمیتوان با وضع مقررات خاصی از پیرشدن جلوگیری کرد! و نیز ترکیباتی که تصور میشود عامل این وضعیت باشند آنقدر گسترده هستند که جامعه هنوز به ابعاد واقعی مشکل پی نبرده است چه رسد به اینکه از اراده سیاسی لازم برای مقابله با آن برخوردار باشد.
(این نوشته اندکی ویرایش شده است. برای دسترسی به منبع اصلی اینجا و برای مطالعه منابع مورد استفاده اینجا و اینجا و اینجا را کلیک کنید)
